خیلی داره غرق کارش میشه طوری که خودشم اعتراف میکنه خسته شده و به یه استراحـت ِ کافی نیاز داره :( امروز رفت تهران دیشب برام نوشته بود خداا خودش به داد همه ی بنده هاش برسه منم تو اونا .. دلم براش میسوزه! نمیدونم چرا ولی همش فکرم درگیرشه.
امشب تو حسینیه کلی دعاش میکنم.
سلام وقت ندارم وگرنه خیلی دلم میخاد تک تک قالبارو ب بلاگ اسکای ترجمه کنم ولی شما هرکدومو خاستین بگین تا ترجمش کنم براتون :)
سلام عزیزم خوبی گلم؟آخر هفته خوبی داشته باشی
مراقب مهربونیات باش..می بوسمت
سلام عزیزم ای جانم ممنون :* بوووس :*
سلام عزیزم....خوبی ...توگلت به خدا....خدا کریم...اگر داستان عشق منو محسن رو بدونی که چیا کشیدیم ....اما الان مال همیم...توکلمون به خدا بود.....تا خدا هست که نباید نا امید شد....
باورت نمیشه حتی من نگران پولی که ندارم هم نیستم چون میدونم خدا روزیمونو میده.....
سلام الی :)*
آره عزیزم خدا بزرگه ولی شمام دعامون کن :(
چقدر خوب دلت خیلی بزرگه.
پس روشن شدی حالا ^_^
ممنون از اینکه تا به حال خاموش دنبال میکردی^_^
انشالله عزیزم با دعای خیر شما خدا نیم نگاهی بهمون بندازه...
محتاج دعا مهربون
قربونت برم ان شالله :* فعلا..
شازده کوچولو : دنبال آدمها کجا بگردم ؟؟
روباه : تو تخت خوابشون ، کنج غم هاشون
شازده کوچولو : هنوز سرگردون ریشههاشون هستند
... روباه : هستند ... جمعهها بیشتر
شازده کوچولو : آدمها همدیگر را دارند
روباه : در حقیقت آدمها هیچ کس را ندارند ، این را آدم روزهای جمعه از جاهای خالی آنهایی که باید باشند و نیستند ، میفهمد
شازده کوچولو : دلم غروب آفتاب میخواهد
روباه : کاش روز دیگری آمده بودی ، غروبهای جمعه آدمها را می کشد
، چه رسد به تو که از یک سیاره ی دیگری آمده ای
شازده کوچولو : ا و و و و و ه پس برای تو هر روز جمعه است . تو چرا تنهایی روباه
روباه : من زیرکم ، تنها که باشی ، ترک هم نمیشوی
حالا هم تا دلت نگرفته فرار کن به شنبه , یا برگرد به پنج شنبه
به گمانم به خاطر جمعه ها است که ما هیچ شازده کوچولو یی در بین خودمان نداریم
شازده کوچولو 3>
این روزا همه دنبال کارن..منم هستم خب
کو کار خواهر...دی-..
فداتشم خیلی خوشبختم خانمی
کو کاره خوب آخه :( همش چرتو پرته
باشه عزیزم منم لینکت میکنم هرروزبخونمت...